حد دوست داشتن
من نمی دانم حد دوست داشتن کجاست
.شايد اگر حدی برای آن بود، آنجا پايان دوست داشتن بود.
آنجا که به تعداد ستاره های آسمان دوست داشتن
، آخرين ستاره؛ همان پايان دوست داشتن است، شايد!
به تعداد بی نهايت دوستت دارم را نمی دانم
، شايد اگر به پايان بی نهايت رسيديم
آنجا هم آخر دوست داشتن باشد، شايد
! ـ می دانی بی نهايت بعلاوه يک هم هست ـ؟!
شايد به اندازه تمام دنيا دوست داشتن ...
دنيا هم آخری دارد.آنجا که در تخيل انسان نمی گنج
د که کجاست و چگونه؛اما آنجا هم آخر دنياست
و شايد پايان دوست داشتن.
نمی دانم چقدر دوستت دارم.
بی پايان نيست، چون آخر هر بی پايانی را پايانی هست.
بی انتها نيست، چون در انتهای هر بی انتهايی ؛ انتهايی هم هست.
شايد آنقدر دوستت دارم که تنها خودت می دانی و نه هيچکس.
شايد آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمی دانم...