تو اي مادر که يک عمره دلت با غصه دم سازه
صبوري هاي تو مادر منو به گريه ميندازه
مثل يک طفل خواب آلوده من محتاج آغوشم
از اون لالاييات مادر بخون بازم توي گوشم
براي سرنوشت من تو دلواپس ترين بودي
براي اشکهاي من هميشه آستين بودي
تو اي هميشه غم خوارم تو اي مطرح ترين يارم
به نام نامي مادر هميشه دوستت دارم

عشق یعنی چه؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
![]()
از بهار پرسيدم عشق يعني چه ؟ گفت تازه شکفته ام هنوز نمي دانم.
از تابستان پرسيدم عشق یعني چه ؟ گفت فعلا در گرماي وجودش غرقم نمي دانم.
از پاييز پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت در هزار رنگ ان باخته ام نمي دانم.
از زمستان پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت سرد است و بي رنگ.
از مادر پرسيدم عشق يعني چه ؟ گفت هر کي در اين خانه است.
از پدر پرسيدم عشق يعني چه ؟ گفت يعني تو
از خواهر پرسيدم عشق يعني چه؟ گفت به ان هنوز نرسيده ام
شبي از ماه پرسيدم عشق يعني چه؟ شرمگين و خجل خود را در اغوش اسمان پنهان کرد
شبي ديگر از ماه پرسيدم عشق يعني چه ؟ ماه با چهره اي باز و خندان گفت يعني مهتاب
از خود عشق پرسيدم که اخر عشق يعني چه؟ با تبسمي گفت يعني مهر بي پايان به خالق هستي
تو مثل ستاره چشمک زنی بر آسمان رویاهایم نمایان شدی
و مرا از اوج تنهایی به عرش بردی
و من تو را می ستایم ای سرا پا همه مهر
تو با قلب پاک و بی ریایت مرا از تاریکی نجات دادی
و من به تو مدیونم
آنگاه که در فراموشی به سر می بردم
آنگاه که در غم خفته بودم
آمدی ، آمدی و رو شن کردی جانم را
چه آرام آمدی و چه آهسته قلب مرا ربودی
حال تنها آرزویم این است :
که ای خدای مهربان تو را به قلب پاک او قسم که کمکمان کنی
و کلبه ی مارا گرم و با صفا نگه داری.
موقعی كه می خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،
موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم.
موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،
موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم
حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
با من بمون ، در اوج آسمونها
با من بمون ، در اوج کهکشونها
تو با من بمون و بزن سر به صحرا
تو با من بمون و بزن دل به دریا
تو از من ، من از تو ، عاشق ترم
من از تو ، تو از من ، عاشق تری
با من بمون ، با من بخون ، در اوج آسمونها
با من بمون ، با من بخون ، در اوج کهکشونها
تو با من بمون و بزن سر به صحرا
تو با من بمون و بزن دل به دریا
تو از من ، من از تو ، عاشق ترم
من از تو ، تو از من ، عاشق تری
با من بمون ، با من بخون ، در اوج آسمونها
با من بمون ، با من بخون ، در اوج کهکشونها
بی تو پایان قصمه ام
بی تو یک دریا من غصه ام
بی تو خماموش و سردم
بی تو یک دریا من دردم
با من بمون ، در اوج آسمونها
با من بمون ، در اوج کهکشونها
با من بمون ، با من بخون ، در اوج آسمونها
با من بمون ، با من بخون ، در اوج کهکشونها